تبليغاتX
خارج از مرز میتونی بگو!!!؟

خارج از مرز میتونی بگو!!!؟

حرفهای خسته
یه سئوالی برای من پیش امده.این که جوونهایه الان یعنی هم سن و سالهای ما چرا نمیتونن تو حالت طبیعی خودشون باشن و سمت چیزهایی مثل:پنیر.علف.مشوربات و.....میرن....

اخه عجیب ۸۰٪ جوونها اینجوری هستند رو این شک ندارم بعد جالب اینها همه در اسلام یا همون دین اشکال داره و حرام هست ..منظورم اینه چرا جایگزینی یا چیزی که آدم حوس اینها رو نکنه ..! نیست

یا کسی نست که به ما بگه ...من که میگم نیست!!!!

الان دیگه تو کوله ی همه جوونها یا به قول برنامه کوله پشتی که میپرسید شما تو کوله خودتون چه چیزهایی میزارید .مطمئنا قلیون هم هست ..........دود هم که خیلی اپیدمی شده ..

من نه آدمی هستم که جا نماز آب میکشم(که واقعا هم نمیکشم) و نه به دین شک دارم اینا نظر منه کاری به نویسنده هایه دیگه ندارم ....آیا این جامعه ما تفریحی برام ما جوونها گذاشته واقعا نیست ..دیگه روزها برای همه تکراری شده ...همه در حال دوندگی برای پول هستند دیگه وقتی۵۰۰۰تومانی بیاد فکرش رو کنید  ۲۰۰۰ تومانی خورده ......

اینم از فیلم ۳۰۰

اینها میخواستن با این فیلم بگن ایرانیها از نسل وحشی امدن و خون خار هستند اما انگار چیزی از ایران نمیدونن ..انگار تخت جمشید رو ندیدن کتابهای سعدی ابن سینا رو ندیدن.مولانا رو ندیدن اصلا ایران تو تمدن همیشه بالا بوده....اسم ایران رو بد جلوه دادن که اسم خودشون رو روی جلد سی دی بزرگ جلوه بدن ..نباید اسم ایران بازیچه یه سری ادم نا کس بشه..امنها میخواستن تو این تاریکی روابط و مشکلات از آب گل آلود ماهی بگیرند.... اصلا اونها کی هستند که از ایران بخوان حرف بزنن

خیلی داغ بودم همین مونده از تیم ملی هم بگم

از وقتی فهمیدم در میان مردمی به هر کی میرسیدم سلام میکردم....

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت0:43توسط constantine |
ورق اول(یک کلام ختم کلام)
هیچی سخت از این نیست که بیان ییییهو بهت بگن بیا تو وبلاگ همکاری کن
یعنی بنویس هر چی دلت میخواد
خب منم که نوشتن بلد نیستم (البته یه سه چهار پنج شیش تا وبلاگی دارم ها ولی به هر حال تواضعمون هم بالاست)
ولی وقتی قول بدم ، باید بنویسم دیگه
ببین عزیز من
به من گفتن بنویس نگفتن چی بنویس
پس من مینویسم
خب قبول میدونم این تکراری شده
ولی تو هم فقط خواننده نباش
یعنی اینجا خواننده نداریم
تو هم هر چه میخواهد دل تنگت بگو
پست های اول دوم ما یک کم زرشک میمانه
پس به دل نگیر
پستی که من مینویسم توش این چیزا آزاده
کل کل
دعوا
فحش
بدو بیراه
قتل
غارت
جنایت
رو زیاد کنی
رو کم کنی

برا بچه باحالای خلاف : عرق و ورق زرورق به راهه
برا بچه باحالای مثبت : ذکر و نیاز و نماز و دعا
برای بچه باحالای مثل خودمم : گپ و گفت و گو و حال و صفا

خلاصه شما بزنید ما برقصیم ما میزنیم شما .......... نظر بدید
حالا از خودم بگم :
وبلاگ داشتم دارم خواهم داشت
به جان خودم نباشه به مرگ تو هم نباشه بچه خوبیم هاااا همه هم میگن مثبتم (البته بماند یکی دو نفر این وسط پیدا شدن دارن جو رو خراب میکنن میگن من مرموزم ولی خودم قبول ندارم)
ولی از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون من بازم مثبتم ولی خب به هر حال یک کم هم خرده شیشه قاتی دارم (بیشتر میفهمی)

خودم که وقتی دوباره نوشته هام رو میخونم هیچی ازشون سر در نمیارم
جالب اینجاست که خیلی ها هم میان میگن ما هم از نوشته هات سر در نمیاریم
اینجا دو تا فکر به ذهنم میرسه
1- یا کارم درسته
2- یا کارم درست نیست
حالا چراشو خودمم نمیدونم !!!(اصلا چه ربطی داشت)

خب یکی دیگه از خصوصیاتم اینه که روده درازم وقتی دستم و فکم گرم بشه هیشکی نمیتونه جلوم رو بگیره
پس یادت باشه هر وقت بچه مثبت خواست مطلب بنویسه اول دی سی شو بعدا بخون


فعلا هیچی نمیدونم
دستور دادن پست اولم رو بنویسم منم نوشتم
بعدا که کار رو غلطک بیفته بیشتر حال میده


خ خ ح و 1:
ما که یاعلی گفتیم و هر چه باداباد ، ما که خندان رفتیم
خ خ ح و 2 :
ببینم اینجا همونجایی میشه که باید میشد
خ خ ح و 3 :
خیلی دلم میخواد ببینم حرف های بدون مرزم چه جوریه (فکر کنم بد نشه)

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت0:39توسط یه پسر به ظاهر مثبت |
یکم حرف...
بازم وبلاگ..بازم حرفهای بیهوده...آره دیگه خداییش همینه

اینجا باید حرفها خارج از مرز باشه.گرفتی؟؟!!!

سعی کن میتونی مطلب رو بگیری...نفر دوم که پست میخواد بزنه قرار بهش بگم امیدوارم قبول کنه

از پستهای بعدی کار شروع میشه..

حالا انگار کسی اینجا رو میخونه!! ما که کاره خودمونو میکنیم.... فعلا 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت1:50توسط constantine |