تبليغاتX
خارج از مرز میتونی بگو!!!؟

خارج از مرز میتونی بگو!!!؟

نقاب آدما ....

خوب پسر آهنگ زمینت چیه؟...نه رپ نزار میخوای مطلب بنویسی همچین فازشون یکی نیست..بزار چند ساعت دیگه جهنم ساکت پیشرو رو دانلود میکنی آلبومش خداست..آره راست میگی ..همون سیاوش .فریدونی چیزی بزار دیگه ...باشه حاجی حله..شروع کن شما...مهتی اول بده یه چندتا کام توپول بگیرم...بیخیال بابا توتون میسوزه با اون کامهای تخ...اه ه ه ه لیمویه.. نگفتم مگه شیر قهوه بگیر ....پاشو پاشو ببین کیه این وقت شب به گوشیم زنگ زده بگو کار داره بپیچونش آره.......حتما میخواد نماز صبح و اطلاع بده ..بگو غذاشو میخوریمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب این نقابی که صحبتش هست از همون هایی هست که تو هم میزاری آره همین تو ...اینجا همه تقاب میزارن نه شک نکن...
اسم :نمیدونم
شغل وضعیت الانت تو جامعه:کدومش رو میخوای بدونی ..همه منو یه جور میشناسن....
چرا به این روز افتادی:من از اولش اینجوری نبودم ..یعنی همه از اولش اینجوری نبودن ..من یه آدم ساده بودم که کاری به کاره کسی نداشتم ...داشتیم زندگیمونو میکردیم ..اما خوب همه از این سادگی ما سو استفاده میکردن ...هر جور فکر کنی هر جور استفاده ای ..همه کاراشون از من جلوتر را میوفتاد ..خلاصه بگم از دنیا عقب بودیم تو سر خورم بودیم...دیدم دیگه نمیتونم تحمل کنم این وضع رو آخه واسم سخت بود.این همه آدم وقتی اینجورین وقتی نقاباشون همه کار میکرد چرا سر من بی کلاه بمونه ها ا ا ؟؟منم تصمیم گرفتم بزارم ..آره گذاشتم ..اولش یکم سخت بود عذاب وجدانو از این جور صحبتا ..ولی کم کم عادت کردم به این وضعیت..انقدر نقاب گذاشتم که دیگه نمیدونم خودم کی هستم هویت من چیه ....الان دیگه کسی از نقابش خبر نداشته باشه ..وقتی متوجه میشه خوشحال میشه..میفهمی خوشحال....روزی میرسه که نقاب به فروش میزارن....
پشیمونی: پشیمون ! میدونی چه قدر من پشت اینها گریه کردم هاااا..کل عمرم رو بی هویت گشتم..چقدر پشتم نفرینه تو اصلا اینارو میدونی(با حالت بغض)
چرا شعار میدی بگو کیارو دیدی که هی میگی آدم ها آدم ها:(اشک تو چشما با عصبانیت) ..همونی که الان رو ویرچره...۸ سال جنگیده...همونی که صف اول نمازه ..ریشه کله قندی هم میزاره آره .....همون بازیگری که شب شیشه ای دعوت شد (...هاشمی) که همش تو همه فیلم ها یا جانبازه یا شهید میشه ..که اول برنامه رشید پور گفت ماشین آخرین سیستم تو پارکینگ رو دیدم جا خوردم...
همون به ظاهر مثبت.....آره وضعیت خراب مثبت ..هر چی جلوتر میریم بیشتر تو کسافت انقدر آدم لاشخور دورمون هست انقدر رفیقه لاشخور هست که چشاتو ببندی همه چیت رفته....جوونهایه الان بهشون امیدی نیست آخه تقصیر ما هم نیست ..جامعه اینجوری ما رو بار آورده....الان جوونها به دنبال یکی هستن که آتیش داشته باشه سیگارشون رو روشن کنن....الان باید ازشون اماره کاسبهای پارکارو بگیری قشنگ بهت میگن.....
خوب چی شد نوشتی ..آره ولی اقدر حرف تو دلم هست که نمیدونم نمیتونم رو کاغذ بیارم ..سخت شده ....بیخیال حاجی درست میشه بیا بیا واست شیر قهوه چاقیدم ردیف ..بریم بابا از دنیا که میکشیم ..قلیونم بکشیم ..مهتی ببین آلبوم رو گذاشته...این جارو هم ببند...............
اینم یه جور نقابه....
نه جانور، نه ديو، نه مردم؛ معجوني از غرور و توهم
بي‌بهره از حقيقت انسان، چيزي شبيه سوءتفاهم

در جنگلي از آهن و سيمان، در غارهاي تازه‌ء انسان
انسانِ نيمه اهلي ِ امروز، مانده‌ست بي‌سرود و ترنم

+نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت21:12توسط constantine |